تماس ازتلفن ثابت باشماره

9099070219

ساعت کارمرکزمشاوره

همه روزه و ایام  تعطیل از ساعت 8 الی 22

با سلام

برای مشاوره  حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید

شکایت از همسایه مزاحم بدلیل رفت و آمد فامیلی و مزاحمت چگونه است؟

 
شما میتوانید از ایشان در دادسرای محل اقامت به دلیل مزاحمت و ممانعت از حق شکایت کیفری خود را مطرح نمائید.

 

موید باشید

صورت رویت همسر خانم در خانه آیا زنا قابل اثبات است؟

 
بعد از انجام تحقیقات مطمئنا رابطه نامشروع قابل اثبات است ولی زنا قابل اثبات نخواهد بود و مجازات شما شلاق تا ۹۹ ضربه میباشد.

 

موید باشید

پس گرفتن پول قرض داده شده از طریق کارت به کارت امکان پذیر است؟

 
شما میتوانید دادخواست مطالبه وجه به طرفیت ایشان تنظیم نموده و با استناد به فیش های واریزی و یا صورت حساب برای استرداد آنها اقدام نمائید. درصد موفقیت شما بالا میباشد و پیشنهاد میشود که وکیل بگیری

شرب خمر بار اول چه میزان جزای نقدی خواهد داشت؟

 
۱٫میزان جزای نقدی توسط قاضی تعیین خواهد شد.

 

۲٫شلاق حدی موجب ایجاد سوء پیشینه به مدت دو سال خواهد شد.

میشود با شک داشتن به روابط نامشروع دخترم حکم پرینت تلگرام از قاضی گرفت؟

 
در صورتیکه مدرک دیگری در اختیار نداشته باشید قاضی بر اساس شک شما برای پرینت پیام ها دستور صادر نخواهد کرد.

برای مشاوره  حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید

مراجعه کنندگان محترم میتوانید سوالات حقوقی خویش را از طریق فرم مربوطه با وکلای سایت مطرح نموده تا پس از پرداخت حق المشاوره در اسرع وقت پاسخ سوال خود را دریافت نمایید.برای استفاده از این خدمات بر روی گزینه زیر کلیک نمایید :

پاسخگویی به سوالات حقوقی شما توسط وکلای سایت. (لطفا کلیک نمایید)

 

 

 با سلام

برای مشاوره  حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید

مشاوره حقوقی مهریه

مهریه به معنای لغوی ، مهر مالی است که مرد در هنگام نکاح یا عقد به زن می پردازد و البته ملزم به پرداخت آن هست.

این موضوع به معنای پرداخت مال در ازای همسر نیست،بلکه مهریه هدیه دادن از سر مهر و محبت به محبوب است و نشان عزت یک زن ،همچنین مهمترینش یک پشتوانه برای زن محسوب می شود زیرا در صورت جدایی مرد و زن ،به زن خسارات بیشتری وارد می شود تا مرد.

در صورت طلاق و جدایی احتمال بدون پشتوانه ماندن زن زیاد است.

پس نه تنها جنبه مادی ندارد بلکه حکمت های دیگر در تعیین مهریه نهفته است.

مهریه برای زن نوعی امنیت و آرامش خاطر نیز به وجود میارد،و پس از عقد مرد ملزم به پرداخت آن است زیرا که مهریه عندالمطالبه است،یعنی هر لحظه که زن آن را طلب کند،میتواند از همسرش بگیرد که هرچند در این باره قوانینی هم در رابطه با مرد هست از جمله مقدار مهریه بالا که شخص اگر در توانش نباشد پرداخت کند ، چاره ای جز اعسار نیست.

البته اکثراً بعد به مشکل خوردن زوج و زوجه با این موضوع روبه رو می شویم که زن به دنبال مهریه اش هست  و مرد دنبال پرداخت نکردن یا اقساطی کردن آن هست.

برای مشاوره  حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید

مراجعه کنندگان محترم میتوانید سوالات حقوقی خویش را از طریق فرم مربوطه با وکلای سایت مطرح نموده تا پس از پرداخت حق المشاوره در اسرع وقت پاسخ سوال خود را دریافت نمایید.برای استفاده از این خدمات بر روی گزینه زیر کلیک نمایید :

پاسخگویی به سوالات حقوقی شما توسط وکلای سایت. (لطفا کلیک نمایید)

 

برای مشاوره  حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید

   برای طرح سوال اینجا را کلیک  کنید پاسخگویی به سوالات حقوقی کیک کنید

پاسخگویی به سوالات حقوقی توسط وکیل برای طرح سوال و مشاوره کتبی کلیلک کنید

چک

1- اساساً هدف قانونگذار استفاده از چک در معاملات نقدی و استفاده از سفته و برات جهت معاملات غیر نقدی است.

2- مزیت چک بر سایر اسناد بهادار نظیر سفته و برات علاوه بر قدرت نقدی چک و مجازات صادرکننده چک      ( در صورت تخلف وی ) مجازات کیفری و جزائی صادر کننده چک می باشد در حالیکه سفته صرفاً جنبه جزائی داشته و حداکثر می توان اموال صادر کننده سفته را تملک و تصاحب نمود ولی نمی توان صادرکننده سفته را به زندان افکند.

3- چنانچه صادر کننده چک شخص (الف) باشد و اشخاص (ب) و (ج) به ترتیب ظهرنویسان چک، یعنی آنرا پشت نویسی کرده باشند و شخص (د) دارنده چک باشد نکات ذیل در این ارتباط حائز اهمیت می باشد:

1/3- قانون اشعار می دارد که شخص (د) می تواند طلب خود را که معادل وجه چک می باشد از هر یک از اشخاص (الف) یا (ب) یا (ج) هر کدام را که مایل باشد مطالبه نماید اما مجازات کیفری صرفاً متوجه شخص (الف) می باشد در واقع مسئولیت کیفری چک همیشه متوجه صادرکننده اصلی ولی مسئولیت حقوقی آن شامل صادرکننده اصلی و کلیه کسانی است که به هر نحو چک را پشت نویسی کرده باشند.

2/3- دارنده چک صرفاً تا پانزده روز از تاریخ صدور چک یا تاریخ برگشت خوردن چک علیه ظهرنویسان اقامه دعوی نماید. در غیر اینصورت مسئولیت حقوقی ظهرنویسان ساقط خواهد شد و نمی توان وجه چک را از ظهرنویسان مطالبه کرد.

3/3- چنانچه محل صدور چک و محل پرداخت آن دوجای متفاوت ( دو شهر ) باشند مهلت برگشت زدن 45 روز خواهد بود.

4/3- چنانچه محل صدور چک خارج از کشور و محل پرداخت داخل کشور باشد مهلت برگشت زدن چهار ماه خواهد بود.

5/3- چنانچه محل صدور چک مشخص نباشد مهلت برگشت زدن همان 15 روز خواهد بود.

6/3- حق شکایت کیفری برای دارنده چک تا شش ماه پس از تاریخ صدور چک یا صدور گواهی عدم پرداخت می باشد و پس از این تاریخ حق شکایت کیفری از دارنده چک سلب و صرفاً شکایت حقوقی صورت خواهد گرفت.

7/3-  در ارتباط با مثال بند 3  مجازات صادرکننده چک علاوه بر تادیه مبلغ، حبس 6 ماه تا دو سال و جریمه نقدی معادل یک چهارم کسر موجودی چک به نفع دولت می باشد.

8/3-  دارنده چک می تواند علاوه بر شکایت کیفری دادخواست ضرر و زیان علیه صادرکننده اصلی چک را نیز به دادگاه کیفری تسلیم نماید.

9/3- دارنده چک می تواند به طور همزمان علیه صادرکننده اصلی چک و ظهرنویسان در دادگاههای حقوقی دادخواست ارائه نماید.

10/3- چنانچه دارنده چک قبل از اقدام کیفری به دادگاه حقوقی جهت استیفای حق خود مراجعه نماید دیگر نمی تواند اقدام کیفری علیه صادرکننده چک به عمل آورد.

11/3- چنانچه شخص (الف) صاحب حساب باشد اما شخص (ب) امضاء کننده چک باشد نکات ذیل حائز اهمیت می باشد:

دارنده چک می تواند از هر یک از اشخاص (الف) یا (ب) تقاضای مطالبه وجه چک را بنماید ولی صرفاً علیه شخص (ب) می تواند تقاضای مجازات طبق قانون چک را نماید.

12/3- چنانچه چک متعلق به یک شخص حقوقی " شرکت یا موسسه " باشد ولی امضاء کنندگان آن شخص (الف) و (ب) و (ج) از مدیران شرکت باشند در صورت برگشت خوردن چک، دارنده چک می تواند وجه چک را از اموال شرکت یا اموال اشخاص (الف) و (ب) و (ج) مطالبه کند اما مجازات کیفری چک صرفاً بر علیه " الف،ب،ج" می باشد و سایر مدیران شرکت که چک را امضاء نکرده اند مسئولیت کیفری ندارند.

14/3- چانچه مدیران شرکت تعویض یا تغییر کنند دارنده چک صرفاً بر علیه امضاء کنندگان می تواند اقامه دعوی کیفری نماید اما مدیران امضاء چک چنانچه ثابت کنند که برگشت خوردن چک ناشی از عملکرد مدیران بعدی ( جدید ) می باشد مستوجب عواقب کیفری نخواهند شد در غیر اینصورت حتی با تغییر مدیریت، مدیران امضاء کننده چک مستوجب مجازات کیفری خواهند بود

برای مشاوره  حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید

پاسخگویی به سوالات حقوقی توسط وکیل برای طرح سوال و مشاوره کتبی کلیلک کنید

برای مشاوره  حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید

اجرت المثل ایام زوجیت با توجه به قانون جدید حمایت از خانواده
برای مشاوره حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا محل کار) تماس حاصل فرمایید
موافقان اجرت‌المثل به استناد اصل حرمت اعمال انسان و اصل عدم تبرع و برخورداري زنان از حقوق مالي در قبال اقداماتي كه قانوناً و شرعاً‌ نسبت به انجام آن‌ها وظيفه‌اي ندارند برخورداري از اجرت‌المثل را از جمله حقوق مالي زنان مي‌دانند به ويژه اين امر براي زنان خانه‌داري كه فاقد شغل ديگري مي‌باشند پشتوانه مالي ولو ناچيزي ايجاد مي‌كند. قوانين حاكم و رويه قضايي در حمايت از اين نظر مي‌باشد.
مخالفان با اشاره به مقدمه قانون اساسي و جايگاه زن در آن كه زنان را از حالت شيئي يا ابزار بودن خارج دانسته معتقدند پرداخت اجرت‌المثل دون شأن زن به عنوان همسر يا مادر خانواده كه مسئوليتي خطير به عهده دارد مي‌باشد و جايگاه وي را تا حد يك پيش خدمت تنزل مي‌دهد از سوي ديگر عرف حاكم نيز عمدتاً از قصد تبرع زنان در انجام امور منزل حكايت دارد.

تبصره الحاقي به ماده 336 قانون مدني مصوب سال 85 چنين مقرر مي‌دارد:
«چنانچه زوجه كارهايي را كه شرعاً به عهده‌ي وي نبوده، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و براي دادگاه نيز ثابت نشود دادگاه اجرت‌المثل كارهاي انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حكم مي‌نمايد».
همچنين بند 97 منشور زنان يكي از حقوق زنان را «حق دريافت دستمزد از همسر در برابر انجام امور خانه‌داري در صورت تقاضا» بيان كرده است.

بر اساس تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب سال 1371 مجمع تشخيص مصلحت نظام كه با تصويب قانون حمايت خانواده سال 91 منسوخ گرديده، زوجه صرفاً با وجود شرايط ذيل مي‌توانست مطالبه اجرت‌المثل نمايد:
الف) پس از طلاق
ب) فقدان شرط مالي ضمن عقد
ج) عدم طرح تقاضاي طلاق از سوي زوجه
د)  عدم تخلف زن از وظايف همسري و يا سوء رفتار وي در مواردي كه زوج متقاضي طلاق است.

ماده 29 قانون حمایت از خانواده مصوب 1391/12/1 چنین اشعار یافته است :
دادگاه ضمن رأی خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج، تکلیف جهیزیه، مهریه و نفقه زوجه، اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت‌المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (۳۳۶) قانون مدنی تعیین و در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه‌های حضانت و نگهداری تصمیم مقتضی اتخاذ می ‌ کند. همچنین دادگاه باید با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل، ترتیب، زمان و مکان ملاقات وی با پدر و مادر و سایر بستگان را تعیین کند. ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوق مالی زوجه است. طلاق درصورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکومٌ ‌‌ به نیز ثبت می ‌ شود. در هرحال، هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می ‌ تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.
 
به طوري كه ملاحظه مي‌شود سابقاً مطالبه اجرت‌المثل و شرط تنصيف دارايي قابل جمع نبود و ليكن با اطلاقات تبصره الحاقي به ماده 336 قانون مدني و تاكيد موجود در ماده 29 قانون حمايت خانواده در حال حاضر زوجه علاوه بر بهره‌مندي از شرط تنصيف دارايي مي‌تواند در ايام زوجيت نيز اجرت‌المثل را مطالبه نمايد و ساير قيود مندرج در فوق نيز منتفي مي‌باشد. در همين رابطه نظر مشورتي نظريه شماره7/92/1237- 1392/2/26 اداره حقوقي قوه قضاييه بيان مي‌دارد:
«چنانچه ضمن عقد نكاح و يا بعد از آن توافقي فيمابين زوجين به صورت شرط ضمن عقد به عمل آيد، معتبر است. در قباله‌هاي نكاحيه فعلي نيز شرطي به عنوان «بند الف» در همين ارتباط وجود دارد. بنابراين در صورتي كه زوج شرط مذكور را در قباله نكاحيه پذيرفته و امضاء نموده باشد و طلاق به درخواست زوجه نبوده و ناشي از تخلف مشارٌاليها نباشد،‌ دادگاه به تشخيص خود مقداري از دارايي زوج را كه در ايام زناشويي كسب كرده، حداكثر تا معادل نصف آن به زوجه خواهد داد.
ضمناً شرط مالي تنصيف دارايي مانع تعيين اجرت‌المثل نبوده و مستلزم تقديم دادخواست نيز نمي‌باشد.»

بنابراين در نظم حقوقي كنوني شرط استحقاق زوجه جهت برخورداري از اجرت‌المثل عبارت است از اين كه:
الف) امور مربوط شرعاً به عهده وي نباشد؛
ب) عرفاً به آن كار اجرت‌المثل تعلق گيرد؛
ج)  به دستور زوج باشد؛
د)  با عدم قصد تبرع صورت پذيرد.

به نظر مي‌رسد احراز دستور زوج و قصد عدم تبرع زوجه توسط دادگاه در صورت انكار هر يك از طرفين امري دشوار و بعضاً غيرممكن باشد.
در اين رابطه نظر مشورتي شماره 4116/7 مورخ 1376/6/20 اشاره مي‌دارد:
«پرداخت اجرت‌المثل فرع بر اجراي كار به دستور زوج و اثبات قصد عدم تبرع زوجه است و اثبات آن نيز بر عهده زوجه است اما آنچه كه معمول است چون زندگي زناشويي اغلب با حسن نيت همراه بوده و زوجه امور زندگي زناشويي را بدون قصد مطالبه اجرت و با قصد تبرع انجام مي‌دهد اجرت‌المثلي به آن تعلق نمي‌گيرد به هر حال اگر خلاف آن ثابت شود كه از طريق شهادت يا دلايل ديگر امكان‌پذير است در اين صورت زوجه مستحقق اجرت‌المثل بوده و دادگاه راساً يا با ارجاع امر به كارشناس با توجه به طول مدت زناشويي و نوع كاري كه زوجه خارج از تكاليف شرعي خود انجام داده نسبت به تعيين اجرت‌المثل اقدام اقدام خواهد كرد.»

بنابراين به علت وجود اماره مبني بر تبرع زوجه در زندگي مشترك و برتري اين اماره بر اصل عدم تبرع، اثبات عدم تبرع يا انجام كار به قصد اجرت، بر عهده زوجه است. علاوه بر اين امر استحقاق زوجه در مورد اجرت‌المثل منوط به اثبات دستور زوج نيز مي‌باشد.

البته برخي مراجع به نظر چنين استدلالي مبني بر وجود اماره تبرع و برتري آن نسبت به اصل عدم تبرع را نپذيرفته و اينگونه فتوا داده‌اند:
آيه‌الله سيستاني: «اگر زن ادعا كند كه قصد تبرع نداشته، پذيرفته مي‌شود.»
آيت‌الله مكارم شيرازي: «اگر تبرعي بودن واقعاً مشروط به ادامه زندگي زناشويي بوده در اين صورت حق مطالبه در فرض طلاق دارد.»
اما در مقابل فقهايي نيز وجود دارند كه واقعيت‌هاي زندگي اجتماعي را در رابطه با نهاد اجرت‌المثل گوياتر و منطبق با اصول مطرح نموده‌اند:
آيه‌الله بهجت: «اگر مرد از زن خواسته كه كار كند و قصد تبرع زن ثابت نيست مرد اجرت زن را ضامن است و اگر بدون درخواست مرد، زن كار كرده مرد ضامن اجرت او نيست هر چند بدون قصد تبرع كار كرده باشد و متعارف آن قسم دوم است.»

لازم به ذکر است دادگاه مي‌تواند جهت تعيين ميزان اجرت‌المثل، موضوع را وفق ماده 257 الي 269 قانون آيين دادرسي مدني به كارشناس ارجاع نمايد.
                         

برای مشاوره  حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید

برای مشاوره  حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید

پاسخگویی به سوالات حقوقی توسط وکیل برای طرح سوال و مشاوره کتبی کلیلک کنید

فرق مهریه عندالمطالبه با عند الاستطاعه

خانواده قدیمی‏ترین و مهم‏ترین نهاد اجتماعی است که از آغاز حیات بشر به طور طبیعی ایجاد شده و عمری به درازای آن دارد. نخستین گروهی که انسانها از طریق وارد شدن در آن خود را مهیای پذیرش نقش‏های مختلف اجتماعی می‏کنند خانواده است و برهمین اساس مکاتب مختلف فکری سعی در حفظ و استحکام آن داشته‏اند. بند ۳ مادّه‏ی ۱۶ اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر مصوب سال ۱۹۴۸ اشعار می‏دارد: «خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره‏مند شود.» این اعلامیه صراحتاً دولت‏ها را مکلف به حمایت از نهاد خانواده کرده؛ هرچند آموزه‏های دین اسلام در راستای حفظ سلامت جامعه و مسلمین تأکید قابل توجّهی بر این مهم نموده و قانون مدنی ایران نیز در کتاب‏های هفتم، هشتم و نهم موضوعات و مطالب مربوط به خانواده، اولاد، نکاح، طلاق و … را طرح کرده است. ناگفته پیداست که موضوعات مرتبط با خانواده صرفاً حقوقی نبوده و قانون به تنهائی نمی‏تواند تمامی مسائل و مشکلات مربوط به خانواده را پیش بینی و ارائه‏ی طریق نماید. عوامل دیگر نیز در آن مؤثر هستند.


باتوجّه به اهمیت نقش زن در تشکیل و دوام خانواده، قانون مدنی به تبع فقه و مقررات شرعی، بیشتر چهره‏ی حمایت از زن و جلوگیری از تضییع حقوق آنان را به خود گرفته است که نمونه‏ی بارز این حمایت (بیشتر مالی) از زن در مبحث مَهر یا مَهریه (فصل هفتم از باب اوّل در کتاب هفتم) دیده می‏شود تا جایی که مقررات راجع به مَهر، ۲۴ مادّه را به خود اختصاص داده است. مَهر، مالی است که در اثر ازدواج به مالکیت زن درآمده و زوج مکلّف به دادن آن به زوجه است. علل مختلفی در تکلیف مرد به پرداخت مَهر بیان شده‏ است از جمله: ۱- دادن هدیه از طرف مرد ۲- اعلام تعهد مرد به تأمین زندگی و احتیاجات زن ۳- تأمین آتیه‏ی زن ۴- جبران کمبودهای حقوقی زن علی‏الخصوص در مورد سهم الارث ۵- لحاظ و تعیین حقوق مالی زن.
مَهر که مختص به مقررات اسلام است و در حقوق غربی همانند آن دیده نمی‏شود بر سه نوع است: ۱- مَهرالمسمّی (تعیین شده بین طرفین عقد ازدواج) ۲- مَهرالمثل (براساس وضعیت خانوادگی و صفات زن و عرف محل تعیین می‏گردد) ۳- مَهر المتّعه (باتوجه به وضعیت مرد از لحاظ مالی معیّن می‏شود)
نوع اوّل آن که در زمان انعقاد عقد نکاح و اجرای صیغه‏ی آن بین زوج و زوجه به تراضی یا توسط شخصی که آنان انتخاب کرده‏اند، تعیین می‏گردد، موضوع این نوشتار است.
مَهر می‏تواند عین یا منفعت یا عمل یا حقی باشد و دارای ویژگی‏های مندرج در موادّ ۱۰۷۸، ۱۰۷۹، ۱۹۰، ۳۶۱ و ۲۱۵ قانون مدنی خواهد بود و باتوجّه به سکوت قانونگذار و رعایت اصل حاکمیت اراده‏ی موجود در مادّه‏ی ۱۰ آن قانون حدّاقل و حداکثری برای آن مشخص نشده است. زوجه به محض وقوع عقد، مالک مَهر شده (مادّه‏ی ۱۰۲۸) و به عنوان دِین بر ذمّه‏ی زوج قرار می‏گیرد. زوجه می‏تواند از طرق قانونی (تقدیم دادخواست به دادگاه یا تقاضای صدور اجرائیه از اداره‏ی ثبت) آن را از زوج مطالبه نماید. ضمانت اجرای این حق ایجادی، اعمال حق حبس مقرره در مادّه‏ی ۱۰۸۵ همان قانون «زن می‏تواند تا مَهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد، امتناع کند …» می‏باشد. این حق یکی از نمودهای اعمال حق به وسیله‏ی خود ذیحق و برآمده از مادّه‏ی ۳۷۷ قانون مدنی است.
حق زن در خودداری از تمکین خاص (مادّه‏ی ۱۰۸۶) تا وصول و دریافت مَهریه مطلق است و درصورت عدم ملائت مرد نیز به رسمیت شناخته می‏شود. همچنین استفاده از ضمانت اجرای این حق موجب ناشزه تلقی شدن زن نخواهد بود.
وصول مَهریه به اراده‏ی ذیحق (زوجه) بستگی دارد و هر زمان (چه پس از اجرای صیغه‏ی نکاح یا در زمان تداوم زندگی مشترک یا در زمان طلاق) که بخواهد می‏تواند آن را مطالبه نماید. از آنرو مهریه را عندالمطالبه گویند و در سندهای نکاحیه نیز غالباً همین وضعیت تحریر می‏گردد؛ هرچند قانونگذار حال، مؤجّل یا اقساطی بودن پرداخت مهریه را نیز پیش بینی کرده است. (ماده‏ی ۱۰۸۳).
باتوجّه به تأمین مخارج زندگی مشترک توسط شوهر، امروزه غالب مَهریه‏ها در زمان جدائی و طلاق و به قصد تحت فشار قرار دادن زوج و جلوگیری از وقوعِ طلاق مورد مطالبه قرار می‏گیرد.
ریاست سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و معاون رئیس قوه‏ی قضائیه از طریق بخشنامه‏ی دو خطی شماره‏ی ۵۳۹۵۸/۳۴/۵ مورخ ۷/۱۱/۸۵، سردفتران ازدواج را مکلّف کرده در موقع اجراء صیغه‏ی عقد و ثبت واقعه‏ی ازدواج در صورتی که زوجین نحوه‏ی پرداخت مَهریه بر عندالاستطاعت مالی زوج توافق نمایند، به صورت شرط ضمن عقد درج و به امضاء زوجین برسانند.
ارگان‏های مسؤول و صاحبنظران به منظور کاهش زندانیان عاجز از پرداخت مَهریه، جلوگیری از نابودی خانواده‏ها و کاستن از موارد سوء استفاده از مَهریه به عنوان ابزار فشار و …. طرح‏های مختلفی پیشنهاد داده‏اند که در مواردی زمزمه‏هایی مبنی بر تعیین سقف مَهریه، تصویب قانون عدم بازداشت زوج جهت وصول مَهریه، تلاش در راستای منصرف کردن زنان از مطالبه‏ی مَهریه، سعی در ارجاع پرونده‏های مطالبه‏ی مَهریه به شوراهای حل اختلاف، تسریع در رسیدگی به تقاضای اعسار زوج، اجرای فوری حکم بر اعسار زوج قبل از قطعیت آن، اعطای مرخصی‏های مکرر به زوج‏های در حال حبس به خاطر عدمِ پرداخت نفقه، تبدیل مَهریه از عندالمطالبه به عندالاستطاعه به گوش حقوقدانان و صاحبنظران امور اجتماعی رسیده است؛ تا جائی که مدیرکل دفتر تشکیلات و برنامه‏ریزی قوه‏ی قضائیه در گفتگو با نشریه‏ی مأوی شماره‏ی ۵۸۳ مورخ ۲۱/۸/۸۵ (نشریه‏ی تخصصی قوه‏ی قضائیه) خبر از تکمیل نهائی پیش‏نویس شیوه‏نامه‏ی جدید رسیدگی به دعاویِ مربوط به مَهریه و ارسالِ آن به شورای معاونین قوه‏ی قضائیه داد. بخشنامه‏ی مذکور قطعاً قسمتی از آن شیوه‏نامه بوده و کم کم دیگر بخش‏های آن نیز آشکار خواهد شد.
این بخشنامه به هیچ وجه به معنای تبدیل شدن مَهریه از عندالمطالبه به عندالاستطاعه نیست و زوجین نباید دغدغه‏ای درخصوص بقاء وضعیت قبلی (عندالمطالبه بودن مَهریه) داشته باشند. زمانی که قانون صراحتاً بر عندالمطالبه بودن مَهریه نظر دارد، بخشنامه قادر به تغییر آن نیست؛ هرچند که بخشنامه مذکور ادّعای انجام این تغییر را ندارد بلکه سردفتران ازدواج را مکلّف کرده به زوجین اعلام دارند که می‏توانند نحوه‏ی پرداخت مَهریه را به صورت عندالاستطاعه تعیین کنند و این تراضی را به صورت شرط ضمن عقد نکاح بگنجانند. کمااینکه زوجین می‏توانند شروطی را که قانون آن را منع نکرده در ضمن عقد درج کنند؛ مانند: اعطای حق تعیین مسکن به زوجه، شرطِ داشتن صفت خاص یا شرط وکالت بلاعزل زوجه در برخی موارد جهت مطّلقه نمودن خود.
از آنجاکه اشتراطِ عندالاستطاعه بودن دریافت مَهریه شرط غیرمقدور، بی‏فایده و نامشروع نیست و خلاف مقتضایِ ذاتِ عقد هم نمی‏باشد، صحیح بوده و در صحّت اشتراطِ آن نباید شک کرد. ناگفته پیداست که این وضعیت در نکاح‏های صورت گرفته در گذشته تأثیر ندارد و اثر آن در نکاح‏های آینده منوط به اشتراط در ضمن عقدِ نکاح است.
مَهریه دِینی است بر ذمّه‏ی زوج که به عنوان مدیون مکلّف به پرداختِ آن است. مادّه‏ی ۲ قانون نحوه‏ی اجرایِ محکومیت‏های مالی، حقِ تقاضای طلبکار در بازداشت کردن بدهکار تا زمان پرداخت و حصول برائت ذمّه را به رسمیت شناخته و جدا کردن بخشی از طلبکاران به بهانه‏ی اینکه طلبِ آنها ناشی از ازدواج است به مفهوم تحدید حقوق زنان تعبیر خواهد شد. به فرض مثال اگر زوجه‏ای بدون ذکر در سند نکاحیه، یک سند تجاری مبیّن اشتغال ذمّه‏ی زوج را از ایشان دریافت کند، حق اعمال مادّه‏ی ۲ قانون نحوه‏ی اجرای محکومیت‏های مالی و بازداشت مدیون (زوج) را خواهد داشت امّا زوجه‏ای که از این طریقه استفاده نکرده در اعمالِ مادّه‏ی ۲ قانون اخیرالذّکر جهت وصول مَهریه‏اش با مشکل مواجه خواهد شد! لهذا این امر موجب بی‏اعتمادی زنان به اسناد رسمی علی الخصوص سند نکاحیه می‏شود.
هرچند عندالاستطاعه شدن مَهریه منوط به پذیرش زوجه، توافق طرفین و درج آن به صورت شرط ضمن‏العقد است و بخشنامه‏ی صادره قدرت منازعه و مقابله با قانون مدنی را ندارد امّا وضعیت جدید در تناقض و تنافی کامل با ممتازه شناختنِ طلب زوجه از زوج بابت مَهریه در قانون اجرای احکام، قانون تجارت و قانون ثبت است. ممتاز شناختن طلب بابت مَهریه به منظور حمایت از زنان و تأمین آتیه آنان صورت گرفته که بخشنامه‏ی مورد بحث پایه‏های این حمایت را متزلزل می‏کند.
زنان در دریافت سهم الارث با محدودیت‏های قانونی روبرو هستند و پرداخت مَهریه به آنان در راستای جبران محدودیت‏های مذکور و از افتخارات فقه اسلام در حمایت از زنان است. چنانچه دستیابی به این حق قانونی منوط به اثبات اسطاعتِ مدیون (زوج) شود فلسفه‏ی تأسیس مَهریه در روابط مالی زوجین زیر سؤوال خواهد رفت.
استطاعت مالی یک امر وجودی است که زوجه باید آن را از طریق قانونی اثبات نموده؛ سپس قادر به وصول طلبِ خود بابت مَهریه خواهد بود. امّا در دیگر مطالباتی که دائن بابت امری غیر از مَهریه دارد نیازی به اثبات استطاعت و توان مالی مدیون ندارد و پیش بینی این وضعیت در زمان مطالبه‏ی مَهر دور از عدالت و انصاف و موجب تضییع حقوق زنانِ طلبکارِ بابت مَهریه است.
مکلّف کردن سردفتران ازدواج به یادآوری اندراج شرط عندالاستطاعه بودن مطالبه‏ی مَهریه تکلیفی است خارج از حدود و وظایف آنان. مضافاً به اینکه زوجه‏ای که زوج را به مَهریه‏ی موردنظر خود راضی کرده، حاضر به پذیرش این شرط در ضمن عقد نکاح و در ابتدای ایجاد عُلقه زوجیت نخواهد بود. تصویب شروط و مقرراتی که از ابتداء متروکه شدن آن به علّت عدم استقبال زوجه از وضوحات و بدیهیات است دور از منطق قانونگذاری می‏باشد.
اگر یادآوری شروطی که قابل اندراج در ضمن عقد نکاح هستند جزء وظیفه سردفتران ازدواج می‏باشد، شایسته است با تصویب بخشنامه‏ی جدیدی، دیگر شروط ضمن عقد را به آنان اعلام تا به زوجین یادآوری نمایند!.

پاسخگویی به سوالات حقوقی توسط وکیل برای طرح سوال و مشاوره کتبی کلیلک کنید

برای مشاوره  حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید