سوالات رايج حقوقي همـــراه با پاســـخ [بایگانی] - انجمن های ایران پردیس
وکیل در تهران
وکیل خانواده تهران
وکیل طلاق تهران
مشاوره با وکیل در تهران
جستجوی وکیل در تهران
وکیل تلفنی در تهران
مشاوره حقوقی انلاین
مشاوره حقوقی با وکیل تلفنی
وکیل انلاین
نمونه شکواییه
مرکز مشاوره صدای وکیل
صدای وکالت
صدای وکیل
پرسش و پاسخ حقوقی تلفنی
مشاوره حقوقی تلفنی و انلاین
وکیل در یزد
شماره موبایل وکلای تهران
وکیل تلفنی رایگان
وکیل آنلاین تلفنی
مشاوره وکیل تلگرام
مشاوره با وکیل از طریق تلگرام
کانال تلگرام وکیل آنلاین
تلگرام وکیل دادگستری
گروه تلگرام وکیل
پاسخ به سوالات حقوقی توسط وکیل
دریافت لایحه حقوقی
مشاوره حقوقی رایگان با وکیل پایه یک دادگستری
وکیل تلفنی رایگان
وکیل پایه یک
شماره موبایل وکیل
وکیل مجرب زن
بهترین وکیل خانواده در یزد
وکیل طلاق
شماره وکیل جرایم سایبری و پلیس فتا
صدای وکیل
تلفن وکیل
صدای مشاور
مشاوره رایگان با وکیل دادگستری
مشاوره رایگان با وکیل پایه یک دادگستری
مشاوره حقوقی رایگان با وکیل پایه یک دادگستری
شماره موبایل وکیل دادگستری
شماره تلفن همراه وکیل
وکیل خوب در یزد
اسامی وکلای یزد
بهترین وکیل یزد
اسامی وکلای پایه یک یزد
شماره تلفن کانون وکلای یزد
جستجوی وکیل یزد
وکیل پایه یک دادگستری یزد
وکیل خوب در یزد
تلفن وکیل در استان یزد
نمونه متن لایحه اعمال ماده 477
جواب ـ حرمت خروج، مربوط به مرد است و با تراضى، حرمت از بین مى رود; آرى نسبت به سکنى اگر زن در غیر مسکنى که شوهر قبلاً براى او تهیه کرده، بخواهد زندگى کند، هم بر او حرام است و هم اجازه دادن بر مرد حرام است; چون امر به اسکان معتده رجعیه، براى آن است که شاید دو مرتبه کانون خانواده تشکیل شود و مرد طلاق دهنده رجوع نماید.
ج ـ در زمان عده، اگر زن کارهایى که موجب جلب شوهر است انجام دهد، نه تنها ممنوع نیست، بلکه مطلوب و مرغوب است تا ان شاءالله رجوع محقّق گردد و کانون گرم خانواده استمرار یابد; و هر لفظى که دلالت بر رجوع نماید و یا هر عملى، مانند بوسیدن و لمس کردن بدن تحقّق یابد، در رجوع کافى است و مطلّقه در زمان عده رجعیّه، به حکم زوجه است و نگاه به او مانند زوجه، جایز مى باشد.
آیا خروج زنى که قبل از طلاق رجعى از همسرش جدا شده و در خانه اى دیگر سُکنا گزیده و در همان حال، طلاق گرفته است، همان حکم را دارد؟ حکم اخراج زن توسط مرد در این دو صورت (قبل و بعد از طلاق) چیست؟
ج ـ نفقه آن مطلّقه رجعیه، همانند زن ناشزه ساقط است و نفقه معتدّه به عدّه رجعیه، همانند زن نابالغ، عدم نشوز از جهت عدم خروج از خانه و عدم تمکین و غیر آنهاست; چون رجعیه به حکم زن است، مخصوصاً که قرآن او را بالخصوص از خروج از خانه نهى فرموده است و در این جهت، فرقى بین آن که زن قبل از طلاق از خانه شوهر بیرون رفته و در زمان عدّه به خانه برنگردد و یا بعد از طلاق از خانه خارج شود، نیست; لیکن مرد به هر حال، حقّ اخراج مطلّقه رجعیه را از خانه ندارد و در این صورت نفقه اش ساقط نمى شود.
ج ـ آنچه در رساله هاى عملیه ذکر شده، مربوط به زنى است که سه بار طلاق داده شده است; و تمام شدن زمان عقد موقت یا بخشیدن آن، طلاق محسوب نمى شود.
اتفاق آراء: وكالت زوجه در مطلقه ساختن خود از طرف شوهر به دو صورت است:
الف: وكالت مطلق بدين صورت كه زوج به زوجه وكالت ميدهد هر وقت بخواهد خود را از جانب زوج مطلقه سازد.
ب : وكالت مقيد به تحقق شرطي در عالم خارج كه موارد عمده آن در ماده 1119 قانون مدني[1] آمده است.
هرگاه زوجه وكيل باشد كه در مواردي كه زوج همسر ديگري اختيار ميكند يا ترك انفاق ميكند از جانب شوهر خود را مطلقه سازد به محض تحقق چنين شرطي در عالم خارج مقتضا براي اعمال وكالت موجود است مگر اينكه قرائن و شواهدي در كار باشد كه اطمينان حاصل شود كه تحقق شرط از مورد خاصي انصراف داشته باشد و اثبات آن به عهده مشروط عليه يعني زوج است اگر نتواند انصراف را اثبات نمايد به مقتضاي شرط عمل خواهد شد . در اين باره استفتائي از بعضي مراجع تقليد شده است كه مؤيد اين نظر است.
ماده 1119 قانون مدني : طرفين عقد ازدواج ميتوانند هر شرطي كه مخالف با مقتضاي عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديگر بنمايند مثل اينكه شرط شود هرگاه شوهر زن ديگر بگيرد يا در مدت معيني غائب شود يا ترك انفاق نمايد يا بر عليه حيات زن سوء قصد كند يا سوء رفتاري نمايد كه زندگاني آنها با يكديگر غير قابل تحمل شود زن وكيل و وكيل در توكيل باشد كه پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم نهائي خود را مطلقه سازد
پاسخ: خير اشكال ندارد، خصوصاً در پروندههاي حقوقي اشكالي ندارد و باعث عدم رسيدگي به پرونده نميشود.
پاسخ: شما باید متهم فراری را در فرجه و زمان مقرر و تعیین شده معرفی نمایید و الا وجه ضمانت از شما اخذ و ضبط می شود.
چنانچه شرطی در خصوص تخلیه زودتر از موعد ننمودهاید طبق موازین شرعی و قانونی مستاجر گرچه می تواند منزل را تخلیه نماید و لكن حق مطالبه پول پیش را تا پایان مدت ندارد، به علاوه باید اجارهبهاء مدتی هم كه باقیمانده ( اگرچه تخلیه نموده است ) را بپردازد، مگر اینكه شما راضی به این باشید كه تخلیه نماید و اجاره مدت باقیمانده را ندهند.
مجازات جرم استراق سمع به وسیله ابزار مربوطه با هدف سوئ استفاده از آن چیست؟
پاسخ: زندان از يكسال تا سه سال و يا جزاي نقدي از شش تا هجده ميليون ريال
مجازات مال خری چیست؟
پاسخ:
طبق ماده 662 قانون مجازات اسلامي به شش ماه تا سه سال حبس و تا 74 ضربه شلاق محكوم ميشود.
با اين وجود با گذشت نزديک ۳ سال از اون اتفاق باز گاهي اوقات نگران ميشم اگر اختلافي بينمون ايجاد بشه آيا ميتونه با گذشت سه سال و اينکه پولشون رو هم پرداخت کردم و رابطمون باز توي اين مدت خوب بوده و برقرار شده با توجه به اون تعهدي که از من گرفته از من شکايتي بکنه؟
خيلي خيلي ممنون ميشم اگه به سوالم جواب بدين.در ضمن من در حال حاضر ۲۴ سالمه.
با تشکر
پاسخ:با توجه به دست نوشته ای که شما به ایشان داده اید ایشان میتواند علیرغم سپری شدن ۳ سال از این موضوع به دلیل برداشت غیر قانونی بر علیه شما اقدام به شکایت کیفری کند .
پاسخ : چنانچه این موضوع در محکمه احراز شود با توجه به اظهار نظر پزشکی قانونی در خصوص میزان جراحات وارده حکم به پرداخت دیه داده خواهد شد.
پاسخ: در صورت وقوع طلاق، هرگاه علت جدايي عدم تمكين يا نشوز زن به دليل ترك خانه نبوده و طلاق رجعي باشد، پرداخت نفقه زن در طول مدت عده (زمان تعيين شده پس از وقوع طلاق يا فوت شوهر كه زن در اين مدت حق ازدواج مجدد ندارد) بر عهده مرد خواهد بود. به عكس در طلاق خلع ( به دليل كراهت زن از همسر خود)، مرد از پـرداخت نفقه معاف است، اگــرچه زن مـي بايست عده نگاه دارد.
پاسخ:با درود در خصوص پرسش مطروحه توجه شما را به موارد زیر جلب می نمایم: نخست اینکه توجه داشته باشید عقد ضمان از عقود لازم وبه این معناست که شخصی (ضامن)مالی را که بر ذمه دیگری (مضمون عنه)است به عهده بگیرد.و مستفاد از مواد ۶۸۴تا ۷۲۳قانون مدنی و مواد ۴۰۲ تا ۴۱۱ قانون تجارت و نیز رویه معمول در قرارداد ضمانت بانکها،عقد ضمان به صورت ضم ذمه به ذمه منعقد می گردد یعنی اشتراک ذمه همه ضامنین و مضمون عنه (وام گیرنده).و اختیار مضمون له (بانک)برای وصول طلب (مضمون به) به طور مشترک از همه آنها و در فرض پرسش مطروحه، بانک به هر یک از شما ۴نفر برای ۲۵ درصد مراجعه نموده البته اگر پس از رجوع به یکی از بدهکاران(شما و ۳ نفر دیگر) و عدم وصول طلب خود از برخی از ضامنین یا وام گیرنده برای بقیه طلب به نفر دیگر مراجعه می کند. دوم ،هر کدام از ضامنین نسبت به آنچه که به طلبکار پرداخت کرده است می تواند با ارائه مدارک پرداخت، از وام گیرنده با تقدیم دادخواست حقوقی مطالبه نماید سوم این که شما می توانید در صورت عسرت مالی ، دادخواست اعسار از پرداخت مضمون به را بدهید . و در آخر اینکه موضوع معنونه یک امر حقوقی است و خطر بازداشت و.....فعلأ وجود ندارد و از سویی حضور در جلسه اول دادرسی با توجه به حقوق خوانده با استناد ماده ۸۴قانون آیین دادرسی مدنی می تواند بسیار مفید باشد.و از سوی دیگر در صورت عدم ابلاغ واقعی برگه ابلاغ و فقد ایراد در موضوع و شکل دعوای مطروحه ، برای صدور حکم غیابی و مشکل بودن اجرای آن برای خواهان، عدم حضور بهتر خواهد بود. بهتر است با یک وکیل هم در محل اقامت خود مشاوره نمایید .پیروز باشید .
پاسخ: جناب صفایی در صورتيكه بتوانيد اثبات نمائيد اموال مذكور را شما خريداري وبه همسرتان بلا عوض هبه نموده ايد مي توانيد در شرايطي از هبه رجوع نمائيد والبته بحث نفقه واجرت المثل موضوعاتي جداگانه است كه ارتباطي به اين اقدام ندارد.
پاسخ: دوست عزیز، اگر شخصی چك را گم كرده نمي تواند وجه آنرا مطالبه نمايد مگر آنكه طلب خويش را به نحو ديگري اثبات نمايد كه در آن صورت مي تواند وجوه مذكور را طي دادخواستي مطالبه نمايد.
پاسخ: در صورتيكه وي حاضر به طلاق نباشد وشما هم دليل قانوني براي طلاق نداشته باشيد نمي توانيد از وي طلاق بگيريد .زنان در چنين مواقعي معمولاً از طريق مهريه شوهرانشان را تحت فشار قرار مي دهند كه در مواردي به نتيجه هم مي رسند ولي چنانچه زوجه نتواند ثابت كند كه در عسر وحرج قرار دارد يا اينكه شروط عقدنامه محقق شده است نمي توانند طلاق بگيرند هر چند تمامي حق و حقوق خود را بذل نمايند در مورد نفقه هم شما مي توانيد اقداماتي انجام دهيد در صورتي كه نفقه پرداخت ننمايد ونتوان وي را الزام كرد از موارد طلاق مي تواند باشد.
هنگامی که متوفی فوت نموده است و از وی یک همسر دائم ویک برادر ابوینی و یک برادر و خواهر امی باقی مانده است سهم الارث هر یک از اموال باقی مانده از متوفی پس از پرداخت دیون وهزینه های ترحیم چه میزانی است؟
سهم همسر دائم متوفی در اینموارد یک چهارم از اموال باقی مانده از متوفی که ماترک نامیده می شود است,سهم برادر وخواهر امی یک سوم ارث می برند که سهام مذکور را باید بین خود بصورت مساوی تقسیم نمایند ومابقی ترکه متعلق برادر ابوینی خواهد بود.
مطابق ماده ۸۸۱ قانون مدنی وراث کافر از متوفای مسلمان ارث نخواهند برد.
مستندات: ماده ۸۸۱ قانون مدنی ونظریه های شماره های۱۰۷۶/۷مورخ۲۳/۲/۱۳۷۹ و۲۶۶۵/۷ مورخ
۹/۵/۱۳۶۹
وکیل ومشاور حقوقی:
بله در اینموارد به استناد ماده ۳۶۰ قانون امور حسبی طلبکار می تواند بعنوان ذینفع درخواست صدور گواهی حصر وراثت نموده و بالتبع آن می تواند طلب خود را از سهم الارث بدهکار به این ترتیب وصول نماید.
مستندات:ماده ۳۶۰ قانون امور حسبی ونظریه شماره ۷۹۵۱/۷مورخ۵/۱۱/۱۳۷۷اداره حقوق
آیا در خصوص ازدواجی که متوفی نموده واکنون مورد اختلاف وراث است می توان ابتداً درخواست انحصار وراثت نمود؟
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند .]
مشاور حقوقی:
بر اساس ماده ۳۶۲قانون امور حسبی توجه وبررسی مدارک و دلایلی که درباره وراثت مثبت وراثت متقاضی است و رابطه او را با مورث مشخص می سازد بر عهده مرجع رسیدگی کننده است لکن در مواردی که در این رابطه ها اختلافی وجود داشته باشد دراینصورت با لحاظ صلاحیت مرجع رسیدگی کننده باید اتخاذ تصمیم شود مثلا: اگر زوجیت متوفی با همسر دائم وی مورد اختلاف است و دلایل مثبت متقین مانند سند رسمی ازدواج وجود ندارد باید ابتداً نسبت به اثبات رابطه زوجیت اقدام شود وسپس در حصر وراثت تعلق زوجه به متوفی ثبت گردد .
(مستندات:ماده ۳۶۲ قانون امور حسبی و نظریه شماره۶۰۱۸/۷-۳/۱۲/۱۳۶۱اداره حقوقی)
در صورتی که شوهر متوفی گردد و دارای همسر مسلمان باشد سهم الارث زن مسلمان از همسر متوفی خود بر اساس قانون اسلام است یا خیر؟
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند .] ([فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند .])
وکیل و مشاور حقوقی:
خیر. برای محاسبه سهم الارث همسر زوج متوفی مسیحی محاسبه سهم الارث از حیث تعلق و میزان براساس مقررات حاکم بر مذهب متوفی می باشد و این اصل در سایر ادیان نیز رعایت می شود یعنی مذهب متوفی مبنای محاسبه ارث وراث خواهد بود.
(مستندات به اصول ۱۲و۱۳قانون اساسی و قانون رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه مصوب ۱۳۱۲)
پاسخ
از مسله فوق چنین به نظر می آید که با استناد به مواد :
-مطابق ماده ۲۳ آئین نامه اجرایی قانون تملك آپارتمانها شركای ساختمان موظفند در پرداخت هزینه های مستمر وهزینه هایی كه برای حفظ ونگهداری قسمتهایی از بنا مصرف می شود مشاركت كنند.
-طبق ماده (۳) قانون تملك آپارتمانها سهم هریك از مالكان قسمتهای اختصاصی از مخارج قسمتهای مشترك متناسب است با نسبت مساحت قسمت اختصاصی به مجموع مساحت قسمتهای اختصاصی تمام ساختمان، بجز هزینه هایی كه به دلیل ارتباط نداشتن با مساحت زیربنا به نحو مساوی تقسیم خواهد شد یا اینكه مالكان ترتیب دیگری برتقسیم این مخارج پیش بینی كرده باشند ومسؤولیت تعیین سهم هریك از مالكان یا استفاده كنندگا با مدیران ساختمان است
به زبان ساده تر:
هزينه گاز ،آب،برق در یک آپارتمان برحسب متراژ ساختمان حساب می شود و پرداخت آن به عهده استفاده از جمله «مالكین یا استفاده كنندگان(مستاجر یا هر شخصی که در غیاب مالک اصلی از ساختمان نفع می برد) »
البته این یک اصل کلی می باشد و ساکنین یک آپارتمان می توانند روش های دیگری را برای محاسبه این هزینه ها در نظر بگیرند.
البته تصویب این روش باید توسط مدیر (یا مدیران) ساختمان انجام پذیرد.
پاسخ
اگر فردی با یه فرد خارجی ازدواج کنه:اگر یه مرد ایرانی با یه زن خارجی ازدواج کنه مرد تابعیت خودشو از دست نمی ده ولی زن تابعیت ایرانی می گیره چون زن تابع مرد هست نه مرد تابع زن .(مدنی 5 توضیح بیشتر داره)
گفتید اگه اقامت یک کشور دیگر رو بگیرم:اقامت یعنی ماندن در یک کشور به طور موقت .پس تایعیتتو از دست نمی دی .بعد از انقضاء اقامت بر می گردی.ولی تابعیت یک کشور را بگیری تابعیت ایرانی تو از دست می دی .وتابع آن کشور میشوی .
امیدوارم تونسته باشم جوابتونو داده باشم.
پاسخ:
با توجه به مشوتی که از دوستان و اساتید رشته حقوق به عمل آمد این گونه به نظر میرسد که :
آپارتمانی وجور ندارد که بخواهیم در مورد آن تکلیفی تعیین کنیم.فقط می ماند زمین آن آپارتمان که به صورت مشا هست و بسته به سند مالکیت افراد بین افراد آن ساختمان تقسیم می شود.برای تقسیم هم باید زمین به کوچک ترین واحد تقسیم شود تا سهم هر نفر به درستی به او داده شود.البته این کار به وسیله کارشناس صورت میگیرد.
مثلا سهم فردی که در آپارتمان ۱۰۰ متری زندگی میکند سهم بیشتری از فردی دارد که در آپارتمان ۴۰ متری زندگی میکند.مگر این که از قبل در هنگام تنظیم سند خلاف این قرار داد شده باشد.
پاسخ:
ممكن است حبس از باب مجازاتهاي بازدارنده يا حد باشد و يا تعزير، هر جا از باب تعزير باشد بايد نوشت حبس تعزيري كه البته از حبس حد خفيفتر است و آثار تبعي كمتري دارد.
پاسخ:
خير، ميتوانيد صرفاٌ در امر كيفري گذشت كنيد و امر مدني را تعقيب نماييد.
پاسخ:
صلب: يعني به دار آويختن كه يكي از مجازاتهاي محارب و مفسد في الارض است.رجم: يعني سنگسار كردن كه مجازات زناي مرد زنداري كه دسترسي به همسر خود دارد ولي زنا ميكند و نيز مجازات زن شوهرداري كه دسترسي به شوهر خود دارد ولي زنا ميدهد.اطراف: يعني اعضاء بدن مانند دست، پا، سينه و غيره
پاسخ:
دادگاه كيفري استان شعبهاي از دادگاه تجديدنظر است كه در جرائمي كه مجازات قانوني آنها قصاص نفس، قصاص عضو، رجم، صلب، اعدام، حبس ابد، جرائم سياسي و مطبوعاتي ميباشد رسيدگي بدايتي (مرحله نخستين) مينمايد.
پاسخ :
از دو طریق میتوان این كار را انجام داد:
اگر قولنامه قبل از سال 70 میباشد از طریق ماده 147 قانون ثبت.
اگر بعد از آن و یا حتی قبل از آن باشد از طریق اقامه دعوی تنفیذ قولنامه و الزام به تنظیم سند به طرفیت مالك رسمی و واسطهها.
پاسخ :
از آنجایی که انتقال سند باید در دفتر خانه اسناد رسمی صورن گیرد, این فرد ابتدا به ساکن با ساختن مهر به همراه دو معتمد در دفتر خانه حاظر می شود.یکی از معتمد ها خود فرد را تاید میکند و معتمد دوم مهر آن فرد را تاید می کند( که مهر مال همان شخص باشد)
از این طریق انتقال سند انجام میشود.
پاسخ :
آری می توانند، در صورتی كه آن را به وجه ملزمی بذل نكرده باشند.
پاسخ :
نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن، از قبیل مسكن، البسه، غـذا، اثاث منزل، و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض". و شوهر مكلف است همه آن ها را متناسب با وضعیت خانوادگی و اجتماعی زن فراهم نموده و در اختیار او قرار دهد.
پاسخ :
بر اساس ماده 1087 قانون مدنی اگر در نکاح دائم مهریه ذكر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد، عقد ازدواج درست است و طرفین می توانند بعد از عقد در مورد مهر توافق نمایند. اما اگر پیش از توافق در مورد مهـریه، بین آن ها نزدیكی واقع شود، زوجه فقط می تواند مهر المثل مطالبه كند. اما در مورد نکاح موقت بر اساس ماده 1095 قانون مدنی عدم مهر در عقد موجب بطلان است.
پاسخ: دوست عزیز سهم الارث همسر شما به قوت خود باقیست. متیوانید تقاضای تحریر و تقسیم ترکه را نمایید در این صورت دادگاه باید به درخواست ورثه مذکور رسیدگی نموده چنانچه ملک قابل تقسیم باشد نسبت به تقسیم آن اقدام نماید در غیراین صورت حسب درخواست متقاضی طبق ماده ۹ آیین نامه افراز و فروش املاک مشاع مصوب ۱۳۵۸، دستور فروش ملک را صادر و پس از فروش سهم وراث را پرداخت مینماید".
پاسخ: دوست عزیز مهریه حق زن است و هرزمانی که اراده کند می تواند آن را مطالبه کند یا ببخشد و در این رابطه رضایت یا عدم رضایت پدر عروس از نظر قانونی مدخلیتی ندارد.
برای بخشیدن مهریه نیازی به رفتن به دادگاه نیست و با حضور در دفتر اسناد رسمی می تواند به صورت محضری و رسمی شوهر را از اداء مهریه ابراء نمود.
در صورتی که ابراء مهریه به وسیله یک دست خط با امضا و اثر انگشت عروس وجود داشته باشد در آینده می توان به آن استناد نمود. لکن در تنظیم آن بایستی موازین حقوقی را رعایت نمود تا امکان رد یا تشکیک در اراده طرفین منتفی گردد.
پاسخ:حجت الاسلام و المسلمین قرائتی درباره دلیل نصف بودن ارث یا دیه زن نسبت به مرد گفته اند:
"زنان خرج ندارند و هزینه زندگی برعهده مرد است؛ بنابراین در واقع زن در کنار پس انداز مالش، از دارایی مرد استفاده می کند و همچنین مرد چون نان آور خانواده است، دیه او بیشتر می باشد و در واقع با کشته شدن مرد، تمام مبلغ دیه به زن به عنوان همسر او، می رسد ولی برعکسِ این اتفاق، نصف مبلغ کامل دیه زن به مرد به عنوان همسر زن، داده می شود .
و اما چرا مرد میتواند ۴ زن اختیار کند؟
قبل از اسلام، حتی بعد از اسلام (در اوایل) مردها می توانستند با تعداد زیادی از زنان ازدواج کنند. اسلام به دلیل مصالحی از جمله؛ جلوگیری از ضایع شدن حق زنان، تعداد همسران را محدود ساخت. از نظر اسلام مرد می تواند در یک زمان یک یا دو یا سه یا چهار همسر دائم و بیش از آن همسر موقت داشته باشد.
دلیل این حکم (عدد۱.۲.۳.۴ همسر) و محدودیت آن به عدد چهار و عدم جواز بیش از آن، آیه شریفه قرآن مجید است که می فرماید: "فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى أَلاَّ تَعُولُوا"؛ با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر مىترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا از زنانى که مالک آنهائید استفاده کنید، این کار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى مىکند". اما این که چرا اسلام تعداد همسران دائم را در عدد "چهار" محدود ساخته است و مثلاً در "پنج" یا "شش"یا عدد دیگری محدود نساخته است، در روایات ما چیزی بیان نشده است.
پاسخ: ازدواج مرد ایرانی با زنان خارجی مجاز و بلامانع است جز در موارد کارمندان دولت به خصوص کارگزاران وزارت خارجه که به دلیل خطر سیاسی چنین ازدواجی از طرف دولت منع می گردد. ازدواج مردان ایرانی که مسوولیت دولتی وبه خصوص سیاسی به عهده ندارند معمولا مشکلی برای دولت ایجاد نمی کند جز این که با این ازدواج فردی به مجموع اتباع کشور افزوده شود بنابراین عدم منع دولت از چنین ازدواجی را می توان نوعی تساهل در پذیرش اتباع از جانب دولت به شمار آورد.
پاسخ: دوست عزیز «مرد میتواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد»با این حال با توجه به اینکه خواهر شما باکره میباشد نیمی از مهریه به او تعلق میگیرد که میتوانید اقدام به مطالبه ی آن از طریق مراجع قانونی نمایید.
پاسخ: دوست عزیز با توجه به اینکه نفقه فرزندان مشترک دین نیست بلکه تکلیف است که تحت شرایطی در روابط اقربیت بر قرار می گردد لذا نفقه معوقه اقارب قابل مطالبه نیست لکن وفق ماده ۱۲۰۶ قانون مدنی اقارب من جمله اولاد فقط نسبت به آتیه میتوانند مطالبه نفقه نمایند(که با توجه به اینکه شما ازدواج نموده اید و تحت سرپرستی شوهر خود قرار گرفته اید نمیتوانید برای نفقه آتی خود از پدر اقدام نمایید) با این حال اگر در توافق فی مابین زوجین با تفویض امر حضانت به مادر پدر پرداخت نفقه را تعهد کرده باشد در چنین صورتی بر اساس تعهد پدر مطالبه نفقه گذشته فرزند بدون مانع خواهد بود.
پاسخ: دوست عزیز شمامیتوانید اقدام به شکایت کیفری تحت عنوان « تجاوز به عنف» از ایشان نمایید. منظور از اصطلاح تجاوز به عنف انجام نزدیکی جنسی بدون رضایت زن و با استفاده از قهر و غلبه است البته باید توجه داشت که اثبات بدون رضایت و خواست قربانی بودن نزدیکی جنسی برعهده شماست. که در صورت احراز این امر در محکمه مجازات آن اعدام خواهد بود و در صورتی که این نزدیکی منجر به ازاله ی بکارت شود علاوه بر مجازات گفته شده متهم به پرداخت ارش البکاره و مهر المثل نیز محکوم خواهد شد.
پاسخ:دوست عزیز چنانچه شما باکره هستید نیمی از مهریه به شما تعلق میگیرد که شما میتوانید با مراجعه به دادگاه ضمن ارائه ی دادخواست مطالبه مهریه ، بدوا صدور قرار تامین خواسته را تقاضا نمایید. موفق باشید.
مطابق قانون مدنی کشور ما در هرصورت حق طلاق با زوج است اما به این معنا نیست که این حق مطلق باشد زیرا مواردی هم هست که اگر خانم، شوهرش به امراض خطرناک یا معتاد شدید باشد یا امنیت جانی و مالی در کانون زندگی مشترک نداشته باشد، میتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند. البته دادگاه های خانواده در خصوص این پرونده ها به تمام دلایل، اسناد و حتی شهادت شهود هم توجه می کنندو به سرعت در خصوص این پرونده ها رای نمی دهند که بابی برای افراد بهانه گیر و سودجو باشد و این خانم به استناد اعتیاد و بیکاری همسرش میتواند دادخواست طلاق را مطرح کند.
حق طلاق مطابق قانون با مرد است و اگر خانم دلیل محکمه پسند و قوی نداشته باشد، نمیتواند از همسرش جدا شود مگر اینکه رضایت همسرش را جلب کند و یا توافقی از هم جدا شوند.
از آنجا که درخواست طلاق از جانب زوج است وی باید حق و حقوق زن از جمله مهریه را بپردازد و در صورتی باهمسرش زیر یک سقف مشترک زندگی کرده باشد تمام مهریه و در غیر اینصورت نیمی از آن به خانم تعلق می گیرد که باید برای خاتمه دادن به این زندگی باید آن را پرداخت کند البته ادله دادگاه های خانواده اینگونه است که سعی در حل و فصل پرونده دارد و به طرفین اعلام میکنند که داورانی را برای حکمیت معرفی کنند که شاید آنها به این پرونده خاتمه دهند و روال به اینگونه نیست که به سرعت حکم صادر شود.
مطابق اصل کلی در حقوق افرادی که معامله منعقد میکنند یا شخصا باید این کار را انجام دهند یا از طرق نماینده و وکیلی که در اختیار دارند، بنابراین شخصی که مال دیگری را بدون علم و اطلاع وی می فروشد بدون اینکه هیچ گونه سمتی در مورد موضوع داشته باشد مرتکب جرم فروش مال غیر شده است که می توان علیه این شخص در دادسرا شکایت کیفری را مطرح نمود و از آنجا که ممکن است خریدار بی خبر از همه جا در راستای خرید این ملک ضرر و زیان هایی به وی وارد شده باشد باید از عهده پرداخت تمام خسارت ها نیز برآید.ایتدا بهتر است این شخص شکایت کیفری را مطرح کند و سپس پرداخت خسارت های وارد شده را تقاضا کند.
با توجه به اینکه فروشنده هم مبلغ جریمه را به خریدار پرداخت کرده است ، ظاهر امر نشان می دهد که شخص حقه بازی نیست و اگر خریدار کمی فرصت دهد تا مشکل حل شود خیلی بهتر از آن است که معامله را فسخ کند و بهتر است اگر بعد از دادن فرصت، همچنان مشکل حل نشود وی درخواست فسخ معامله را به استاد تاخیر در تحویل ملک مطرح کند و البته با توجه به مدارک محکمی که دارد و تاخیر فروشنده در تحویل ملک ، دادگاه حکم به فسخ معامله خواهد داد و اگر هم باز هم ضرر و زیانی وارد شده یا جریمه ای قابل پرداخت باشد این خریدار می تواند مطالبه آن را نیز در دادگاه مطرح کند.
مهرالمتعه با توجه به تناسب دارایی و وضعیت اقتصادی مرد تعیین میشود و مهرالمتعه اختصاص به ازدواجی دارد که پیش از شروع مشترک زیر یک سقف به طلاق منتهی شده باشد. اما مهرالمثل به طور معمول درصورتی به زن تعلق می گیرد که زندگی مشترک خود را زیر یک سقف شروع نکرده باشند و در تعیین مهر المثل صفات و وضعیت زن و زندگی او ملاک است.
در نکاح منقطع (موقت) باید مهر و میزان آن در عقد معین شده باشد و در ماده 1095 قانون مدنی به صراحت آمده است که در نکاح منقطع عدم ذکر مهر در عقد موجب بطلان است و حتی اگر زن و مردی باهم توافق شخصی داشته باشند این توافق در عقد آنها هیچ اثری نخواهد داشت و باید حتما مهر تعیین شده باشد، در غیر اینصورت عقد باطل است و اهمیت این مسئله نشان می دهد که حتی توافق شخصی زوجین در خصوص عدم تعیین مهر، اثری در صحت آن ندارد یعنی باعث بطلان عقد می شود.