برای مشاوره حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید
سن حضانت وکیل خانوداه
سمانه اسفندانی

یکی از مسائل مهمیکه در بحث کودکان بیسرپرست و یا بدسرپرست مطرح است، مسئله ولایت و حضانت و نگهداری این کودکان قبل و بعداز فرزندخواندگی است.
"حضانت"
حضانت یعنی نگاهداری و مراقبت جسمی، روحی، مادی و معنوی اطفال و تعلیم و تربیت آنها كه به موجب ماده 1168 قانون مدنی ایران، هم حق و هم تكلیف والدین است. یعنی اینكه والدین حق دارند حضانت و سرپرستی كودك خود را به عهده گیرند و قانون جز در موارد استثنایی، نمیتواند آنها را از این حق محروم كند و از سوی دیگر آنها مكلف هستند تا زمانی كه زنده هستند و توانایی دارند، نگهداری و تربیت فرزند خویش را به عهده گیرند.
در حضانت آنچه از همه مهمتر است، مصلحت كودك است و به این ترتیب قانون ابتدا مصالح او را در نظر میگیرد و سپس حق پدر و مادر برای نگهداری كودكشان را؛ در این صورت حتی اگر مصلحت طفل ایجاب كند كه پیش هیچكدام از پدر و مادرش نباشد، دادگاه رأی میدهد كه كودك به شخص ثالثی سپرده شود.
"ولایت"
در ماده 1180 قانون مدنی آمده است: "طفل صغیر، تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود است و همچنین است طفل غیررشید یا مجنون در صورتی که عدم رشد یا جنون او متصل به صغر باشد."
و درماده 1181: "هر یک از پدر و جد پدری، نسبت به اولاد خود ولایت دارند."
در این دو ماده قانونی به ولایت قهری پدر و جد پدری بر طفل اشاره شده است که قبل از ورود به بحث بهتر است به مفهوم ولایت بپردازیم.
ولایت در لغت مصدر «ولی» و به معنای حکومت، فرمانروایی، تسلط پیدا کردن، دوستداری و پرداختن به کاری است.(1) در اصطلاح حقوقی، قدرت و اختیاری است که به موجب قانون به یک شخص ذیصلاح، به منظور اداره اموال و مواظبت شخص محجور داده میشود.(2)
ولایت دارای اقسامی است: ولایتی که به حکم مستقیم قانون به شخص داده شده است، اصطلاحاً ولایت قهری نامیده میشود. هرگاه پدر و جد پدری شخصی را برای اداره امور مالی و غیر مالی محجور تعیین نماید، ولایت او وصایت نام دارد.(3)
از آنجا که محجورین(4) به علت کمی سن یا ضعف یا اختلال قوای روحی، نمیتوانند امور خود را شخصاً اداره کنند و برای گذران زندگی احتیاج به کمک دیگران دارند، قانونگذار از آنان حمایت نموده و شخصی را برای اداره امور آنان در نظر گرفته است.
اداره امور مالی محجور و مواظبت شخص وی، یا تنها اداره اموال او، طبق قانون به شخصی که دارای اهلیت کامل باشد واگذار میشود. این شخص ممکن است پدر و جد پدری یا وصی منصوب از طرف ایشان باشد. پدر و جد پدری نهاد ولایت قهری، و وصی منصوب از طرف ایشان نیز نهاد وصایت را تشکیل میدهند؛ بنابراین ولي قهري شخصي است كه به حكم قانون تعيين مي شود و سمت خود را مستقيماً از قانون مي گيرد و ولايت او يك وظيفه خانوادگي و اجتماعي و به تعبير ديگر، اجباري است نه اختياري و شايد به همين جهت آن را قهري ناميدهاند. حتي بعضي از حقوقدانان ولايت قهري را به ولايت اجباري تعريف كردهاند. لذا همین که طفل به دنیا آمد، خود به خود تحت ولایت پدر قرار میگیرد و هیچ مقامیحق تغییر یا تنفیذ این وضع را ندارد.
ولایت کودکان بیسرپرست و بدسرپرست
اكنون كه مفهوم حضانت و ولايت قهري روشن شد، به بحث درباره ولايت قهري در مورد کودکان بیسرپرست و بدسرپرست به صورت جداگانه میپردازیم.
با صدور حکم سرپرستی از سوی دادگاه صالحه، حقوق و تکالیفی برای سرپرستان و کودک تحت سرپرستی به وجود میآید که از جهاتی مشابه حقوق و تکالیف پدر و مادر و فرزندان واقعی است.
ولایت کودکان بیسرپرست
در قانون مدنی ایران كودكان بيسرپرست اينگونه تعريف ميشوند:
"كودكان بيسرپرست به كودكاني اطلاق ميشود كه بنا به هر علت و به طور دائم يا موقت، سرپرست خود را از دست داده باشند.››(5).
در ماده 8 قانون جدید(6) حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست نیز کودکان بیسرپرست اینطور معرفی شدهاند:
«الف- امکان شناخت هیچیک از پدر و مادر و جد پدری آنان وجود نداشته باشد.
ب- پدر، مادر، جد پدری و وصی منصوب از سوی ولی قهری آنان در قید حیات نباشد.
ج- افرادی که سرپرستی آنان به موجب حکم مراجع صلاحیتدار به سازمان سپرده گردیده و تا زمان دو سال از تاریخ سپردن آنان به سازمان، پدر یا مادر و یا جد پدری برای سرپرستی آنان مراجعه ننموده باشند.»
در جامعه اسلامی با توجه به قواعد فقهی حاکم، ولی و سرپرست کسی است که هیچ ولی و سرپرستی ندارد(7). او دارای ولايت عامه است و اصل اين است كه در هر مورد كه ولي ديگري از طرف شارع تعيين نشده باشد، حاكم به عنوان ولی اقدام ميكند و اين معني عموم ولايت حاكم است و این ولایت، نیابتاً به والدینی که خواهان سرپرستی کودک هستند واگذار میشود.
در قانون نیز وظایف والدین به این صورت بیان شده است: ماده 11 قانون حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست: «وظایف و تکالیف سرپرست و طفل، سرپرستی او از لحاظ نگاهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر حقوق و تکالیف اولاد و پدر و مادر است.»
تبصره: اداره اموال و نمایندگی قانونی طفل صغیر بر عهده سرپرست خواهد بود مگر آن که دادگاه ترتیب دیگری اتخاذ نماید.
ولایت کودکان بدسرپرست
در مورد کودکان بیسرپرست مسئله سهلتر است، زیرا سرپرست آنها حاکم بوده و با توجه به مصالح کودک این ولایت و سرپرستی را به خانوادههای که صلاحیتشان تأیید شده است، واگذار میکنند، اما کودکان بدسرپرست، در واقع کودکانی هستند که پدر یا مادر یا جد پدریشان در قید حیات است، اما به علت نداشتن صلاحیت اجتماعی و اخلاقی آنها، به صلاح کودک نیست که تحت ولایت و سرپرستی ایشان تربیت شود، در نتیجه این عدم صلاحیت موجب میشود که حق قانونی نگهداری از فرزند خود را از دست بدهند؛ بر این اساس در فقه شیعه به قاضي اجازه عزل ولي قهري در صورت ثبوت خيانت يا عدم لياقت او داده شده است؛ صاحب جواهر در اين باره ميگويد :«هرگاه براي حاكم حتي با قرائن واوضاع و احوال آشكار گردد كه پدر و جد پدري موجب ضرر طفلي يا مجنون شدهاند، آنان را از باب حسبه عزل و از تصرف در امور محجور منع ميكند». (8)
قانون مدني هم با استفاده از فقه اسلامي در زمينه ولايت قهري پارهاي اختيارات به دادگاه داده است: «هرگاه ولي قهري منحصر طفل، محجور شود، دادگاه به پيشنهاد دادستان براي طفل نصب قيم مي كند (ماده 1185 قانون مدني). اگر ولي قهري منحصر به واسطه غيبت يا حبس يا به هر علتي نتواند به امور مولي عليه رسيدگي كند و كسي را هم از طرف خود معين نكرده باشد، حاكم يك نفر امين به پيشنهاد دادستان براي تصدي و اداره امور محجور موقتاً معين خواهد كرد (ماده 1187 ). اما هر گاه ولي قهري طفل، لياقت اداره كردن اموال مولي عليه را نداشته يا در مورد اموال او مرتكب حيف و ميل گردد، به تقاضاي خويشان طفل يا به تقاضاي دادستان، بعد از ثبوت عدم لياقت يا خيانت او، دادگاه يك نفر امين به ولي منضم ميكند.
همچنین برای اثبات عدم صلاحیت و اهلیت(9) آنها میتوان به مواد قانونی همچون مواد(10) 1184و 1186 قانون مدنی اشاره کرد که با توجه به این مواد و نظایر آنها، میتوان حضانت و ولایت را از این والدین گرفته و این کودکان را به والدین دارای صلاحیت واگذار کرد.
در قانون جدید نیز این کودکان به صورت زیر معرفی شدهاند:
ماده 8 قانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست(11) در این مورد میگوید: «سپردن سرپرستی افراد موضوع این قانون در صورتی مجاز است که دارای یکی از شرایط(12) -چند شرط مربوط به کودکان بیسرپرست بود که قبلاً اشاره شد- باشند، هیچیک از پدر، مادر و جد پدری آنان صلاحیت سرپرستی را نداشته باشند و به تشخیص دادگاه صالح این امر حتی با ضم امین یا ناظر نیز حاصل نشود.
تبصره 1- چنانچه پدر یا مادر یا جد پدری کودک یا نوجوان مراجعه کنند، دادگاه در صورتیکه آنان را واجد صلاحیت لازم ولو با ضم امین یا ناظر تشخیص دهد و مفسده مهمی نیزکودک یا نوجوان را تهدید نکند، با اخذ نظر سازمان نسبت به استرداد آنان حکم صادر میکند، در غیر این صورت حکم سرپرستی ابقاء میشود.
تبصره 2- در صورت وجود اقارب طبقه دوم و تقاضای هر یک از آنان و وجود شرایط، سرپرستی به وی واگذار میشود و در صورت تعدد تقاضا و یکسانی شرایط متقاضیان، سرپرست با قرعه انتخاب میگردد. در صورت نبود اقارب طبقه دوم بین اقارب طبقه سوم بدین نحو عمل میشود.»
البته در ماده 10 همین قانون تصریح شده است، در صورتی که هیچیک از موارد ماده 8 جهت ولایت بر طفل وجود نداشته باشد، دادگاه سرپرستی وی را به خانواده درخواستدهنده میدهد.
پینوشت
1. مسعود انصاری، محمد علی طاهری؛ دانشنامه حقوق خصوصی، تهران، انتشارات محراب فکر، 1384، چاپ اول، جلد سوم، ص22
2. صفایی، حسین؛ اشخاص و اموال، تهران، نشر میزان، 1383، چاپ چهارم، جلد اول، ص88
3. صفایی، حسین و امامی، اسدالله؛ مختصر حقوق خانواده، تهران، نشر میزان،1385، چاپ یازدهم، ش398، ص358
4. صغار، مجانین و افراد غیر رشید
5. بند 4 ماده 2 قانون تأمين زنان و كودكان بي سرپرست ( مصوب 4 / 8 / 1370 )
6. این قانون هنوزبه تصویب نهای و اجرایی نشده و به صورت لایحه در رفت امد بین مجلس و شورای نگهبان برای رفع و اصلاح ایرادات موجود است.
7. الحاکم ولي من لا ولي له. يعني : (حاکم جامعه اسلامیبر کسي که فاقد ولي است ولايت دارد که این ولایت را در قانون به دادرس تنفیذ کرده است . ماده 1218 قانون مدني –ماده 266 قانون مجازات اسلامي
8. محمد حسن نجفی صاحب جواهر ، جواهر الکلام فی شرایع الاسلام ،باب حجر صفحه146.
9. اهلیت در لغت به معنی صلاحیت، شایستگی و سزاواری است. در اصطلاح حقوقی اهلیت عبارت است از شایستگی انسان برای دارا بودن شیئ یا اجرای حق و تکلیف. اهلیت بر دو قسم است: یکی اهلیت دارا بودن حق که اصطلاحاً اهلیت تمتع یا اهلیت دارا شدن حق یا تملک گفته میشود و دیگری اهلیت اجرای حق و تکلیف که از آن به عنوان اهلیت استیفا یا اهلیت اجرای حق یا تصرف نام میبرند.اگر ثابت شود که ولی قهری اهلیت نگهداری طفل راندارد کودک از او گرفته میشود مثلا مجنون باشدکه مجنون اهلیت نگهداری طفل را ندارد.
10. ماده 1184 قانون مدنی "هرگاه ولی قهری طفل رعایت غبطه صغیر را ننماید و مرتکب اقداماتی شودکه موجب ضرر مولی علیه گردد به تقاضای یکی از اقارب ویو یا به درخواست رئیس حوزهقضایی پس از اثبات ، دادگاه ولی مذکور را عزل و از تصرف در اموال صغیر منع و برایاداره امور مالی طفل فرد صالحیرا به عنوان قیم تعیین مینماید.همچنین اگر ولی قهری به واسطه کبر سن و یا بیماری و امثال آن قادر به اداره اموال مولی علیه نباشد و شخصی را هم برای این امر تعیین ننماید طبقمقررات این ماده فردی به عنوان امین به ولی قهری منضم میگردد." ماده 1186:" در مواردي كه براي عدم امانت ولي قهري نسبت به دارايي طفل امارات قويه موجود باشد مدعي العموم مكلف است از محكمه ابتدايي رسيدگي به عمليات او را بخواهد محكمه در اين مورد رسيدگي كرده در صورتي كه عدم امانت او معلوم شد مطابق ماده 1184 رفتار مي نمايد."
11. این قانون هنوزبه تصویب نهای و اجرایی نشده و به صورت لایحه در رفت امد بین مجلس و شورای نگهبان برای رفع و اصلاح ایرادات موجود است.
12. به موارد کودکان بیسرپرست جداگانه در قسمت اختصاصیش توضیح داده شد
*کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامی
"حضانت"
حضانت یعنی نگاهداری و مراقبت جسمی، روحی، مادی و معنوی اطفال و تعلیم و تربیت آنها كه به موجب ماده 1168 قانون مدنی ایران، هم حق و هم تكلیف والدین است. یعنی اینكه والدین حق دارند حضانت و سرپرستی كودك خود را به عهده گیرند و قانون جز در موارد استثنایی، نمیتواند آنها را از این حق محروم كند و از سوی دیگر آنها مكلف هستند تا زمانی كه زنده هستند و توانایی دارند، نگهداری و تربیت فرزند خویش را به عهده گیرند.
در حضانت آنچه از همه مهمتر است، مصلحت كودك است و به این ترتیب قانون ابتدا مصالح او را در نظر میگیرد و سپس حق پدر و مادر برای نگهداری كودكشان را؛ در این صورت حتی اگر مصلحت طفل ایجاب كند كه پیش هیچكدام از پدر و مادرش نباشد، دادگاه رأی میدهد كه كودك به شخص ثالثی سپرده شود.
"ولایت"
در ماده 1180 قانون مدنی آمده است: "طفل صغیر، تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود است و همچنین است طفل غیررشید یا مجنون در صورتی که عدم رشد یا جنون او متصل به صغر باشد."
و درماده 1181: "هر یک از پدر و جد پدری، نسبت به اولاد خود ولایت دارند."
در این دو ماده قانونی به ولایت قهری پدر و جد پدری بر طفل اشاره شده است که قبل از ورود به بحث بهتر است به مفهوم ولایت بپردازیم.
ولایت در لغت مصدر «ولی» و به معنای حکومت، فرمانروایی، تسلط پیدا کردن، دوستداری و پرداختن به کاری است.(1) در اصطلاح حقوقی، قدرت و اختیاری است که به موجب قانون به یک شخص ذیصلاح، به منظور اداره اموال و مواظبت شخص محجور داده میشود.(2)
ولایت دارای اقسامی است: ولایتی که به حکم مستقیم قانون به شخص داده شده است، اصطلاحاً ولایت قهری نامیده میشود. هرگاه پدر و جد پدری شخصی را برای اداره امور مالی و غیر مالی محجور تعیین نماید، ولایت او وصایت نام دارد.(3)
از آنجا که محجورین(4) به علت کمی سن یا ضعف یا اختلال قوای روحی، نمیتوانند امور خود را شخصاً اداره کنند و برای گذران زندگی احتیاج به کمک دیگران دارند، قانونگذار از آنان حمایت نموده و شخصی را برای اداره امور آنان در نظر گرفته است.
اداره امور مالی محجور و مواظبت شخص وی، یا تنها اداره اموال او، طبق قانون به شخصی که دارای اهلیت کامل باشد واگذار میشود. این شخص ممکن است پدر و جد پدری یا وصی منصوب از طرف ایشان باشد. پدر و جد پدری نهاد ولایت قهری، و وصی منصوب از طرف ایشان نیز نهاد وصایت را تشکیل میدهند؛ بنابراین ولي قهري شخصي است كه به حكم قانون تعيين مي شود و سمت خود را مستقيماً از قانون مي گيرد و ولايت او يك وظيفه خانوادگي و اجتماعي و به تعبير ديگر، اجباري است نه اختياري و شايد به همين جهت آن را قهري ناميدهاند. حتي بعضي از حقوقدانان ولايت قهري را به ولايت اجباري تعريف كردهاند. لذا همین که طفل به دنیا آمد، خود به خود تحت ولایت پدر قرار میگیرد و هیچ مقامیحق تغییر یا تنفیذ این وضع را ندارد.
ولایت کودکان بیسرپرست و بدسرپرست
اكنون كه مفهوم حضانت و ولايت قهري روشن شد، به بحث درباره ولايت قهري در مورد کودکان بیسرپرست و بدسرپرست به صورت جداگانه میپردازیم.
با صدور حکم سرپرستی از سوی دادگاه صالحه، حقوق و تکالیفی برای سرپرستان و کودک تحت سرپرستی به وجود میآید که از جهاتی مشابه حقوق و تکالیف پدر و مادر و فرزندان واقعی است.
ولایت کودکان بیسرپرست
در قانون مدنی ایران كودكان بيسرپرست اينگونه تعريف ميشوند:
"كودكان بيسرپرست به كودكاني اطلاق ميشود كه بنا به هر علت و به طور دائم يا موقت، سرپرست خود را از دست داده باشند.››(5).
در ماده 8 قانون جدید(6) حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست نیز کودکان بیسرپرست اینطور معرفی شدهاند:
«الف- امکان شناخت هیچیک از پدر و مادر و جد پدری آنان وجود نداشته باشد.
ب- پدر، مادر، جد پدری و وصی منصوب از سوی ولی قهری آنان در قید حیات نباشد.
ج- افرادی که سرپرستی آنان به موجب حکم مراجع صلاحیتدار به سازمان سپرده گردیده و تا زمان دو سال از تاریخ سپردن آنان به سازمان، پدر یا مادر و یا جد پدری برای سرپرستی آنان مراجعه ننموده باشند.»
در جامعه اسلامی با توجه به قواعد فقهی حاکم، ولی و سرپرست کسی است که هیچ ولی و سرپرستی ندارد(7). او دارای ولايت عامه است و اصل اين است كه در هر مورد كه ولي ديگري از طرف شارع تعيين نشده باشد، حاكم به عنوان ولی اقدام ميكند و اين معني عموم ولايت حاكم است و این ولایت، نیابتاً به والدینی که خواهان سرپرستی کودک هستند واگذار میشود.
در قانون نیز وظایف والدین به این صورت بیان شده است: ماده 11 قانون حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست: «وظایف و تکالیف سرپرست و طفل، سرپرستی او از لحاظ نگاهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر حقوق و تکالیف اولاد و پدر و مادر است.»
تبصره: اداره اموال و نمایندگی قانونی طفل صغیر بر عهده سرپرست خواهد بود مگر آن که دادگاه ترتیب دیگری اتخاذ نماید.
ولایت کودکان بدسرپرست
در مورد کودکان بیسرپرست مسئله سهلتر است، زیرا سرپرست آنها حاکم بوده و با توجه به مصالح کودک این ولایت و سرپرستی را به خانوادههای که صلاحیتشان تأیید شده است، واگذار میکنند، اما کودکان بدسرپرست، در واقع کودکانی هستند که پدر یا مادر یا جد پدریشان در قید حیات است، اما به علت نداشتن صلاحیت اجتماعی و اخلاقی آنها، به صلاح کودک نیست که تحت ولایت و سرپرستی ایشان تربیت شود، در نتیجه این عدم صلاحیت موجب میشود که حق قانونی نگهداری از فرزند خود را از دست بدهند؛ بر این اساس در فقه شیعه به قاضي اجازه عزل ولي قهري در صورت ثبوت خيانت يا عدم لياقت او داده شده است؛ صاحب جواهر در اين باره ميگويد :«هرگاه براي حاكم حتي با قرائن واوضاع و احوال آشكار گردد كه پدر و جد پدري موجب ضرر طفلي يا مجنون شدهاند، آنان را از باب حسبه عزل و از تصرف در امور محجور منع ميكند». (8)
قانون مدني هم با استفاده از فقه اسلامي در زمينه ولايت قهري پارهاي اختيارات به دادگاه داده است: «هرگاه ولي قهري منحصر طفل، محجور شود، دادگاه به پيشنهاد دادستان براي طفل نصب قيم مي كند (ماده 1185 قانون مدني). اگر ولي قهري منحصر به واسطه غيبت يا حبس يا به هر علتي نتواند به امور مولي عليه رسيدگي كند و كسي را هم از طرف خود معين نكرده باشد، حاكم يك نفر امين به پيشنهاد دادستان براي تصدي و اداره امور محجور موقتاً معين خواهد كرد (ماده 1187 ). اما هر گاه ولي قهري طفل، لياقت اداره كردن اموال مولي عليه را نداشته يا در مورد اموال او مرتكب حيف و ميل گردد، به تقاضاي خويشان طفل يا به تقاضاي دادستان، بعد از ثبوت عدم لياقت يا خيانت او، دادگاه يك نفر امين به ولي منضم ميكند.
همچنین برای اثبات عدم صلاحیت و اهلیت(9) آنها میتوان به مواد قانونی همچون مواد(10) 1184و 1186 قانون مدنی اشاره کرد که با توجه به این مواد و نظایر آنها، میتوان حضانت و ولایت را از این والدین گرفته و این کودکان را به والدین دارای صلاحیت واگذار کرد.
در قانون جدید نیز این کودکان به صورت زیر معرفی شدهاند:
ماده 8 قانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست(11) در این مورد میگوید: «سپردن سرپرستی افراد موضوع این قانون در صورتی مجاز است که دارای یکی از شرایط(12) -چند شرط مربوط به کودکان بیسرپرست بود که قبلاً اشاره شد- باشند، هیچیک از پدر، مادر و جد پدری آنان صلاحیت سرپرستی را نداشته باشند و به تشخیص دادگاه صالح این امر حتی با ضم امین یا ناظر نیز حاصل نشود.
تبصره 1- چنانچه پدر یا مادر یا جد پدری کودک یا نوجوان مراجعه کنند، دادگاه در صورتیکه آنان را واجد صلاحیت لازم ولو با ضم امین یا ناظر تشخیص دهد و مفسده مهمی نیزکودک یا نوجوان را تهدید نکند، با اخذ نظر سازمان نسبت به استرداد آنان حکم صادر میکند، در غیر این صورت حکم سرپرستی ابقاء میشود.
تبصره 2- در صورت وجود اقارب طبقه دوم و تقاضای هر یک از آنان و وجود شرایط، سرپرستی به وی واگذار میشود و در صورت تعدد تقاضا و یکسانی شرایط متقاضیان، سرپرست با قرعه انتخاب میگردد. در صورت نبود اقارب طبقه دوم بین اقارب طبقه سوم بدین نحو عمل میشود.»
البته در ماده 10 همین قانون تصریح شده است، در صورتی که هیچیک از موارد ماده 8 جهت ولایت بر طفل وجود نداشته باشد، دادگاه سرپرستی وی را به خانواده درخواستدهنده میدهد.
پینوشت
1. مسعود انصاری، محمد علی طاهری؛ دانشنامه حقوق خصوصی، تهران، انتشارات محراب فکر، 1384، چاپ اول، جلد سوم، ص22
2. صفایی، حسین؛ اشخاص و اموال، تهران، نشر میزان، 1383، چاپ چهارم، جلد اول، ص88
3. صفایی، حسین و امامی، اسدالله؛ مختصر حقوق خانواده، تهران، نشر میزان،1385، چاپ یازدهم، ش398، ص358
4. صغار، مجانین و افراد غیر رشید
5. بند 4 ماده 2 قانون تأمين زنان و كودكان بي سرپرست ( مصوب 4 / 8 / 1370 )
6. این قانون هنوزبه تصویب نهای و اجرایی نشده و به صورت لایحه در رفت امد بین مجلس و شورای نگهبان برای رفع و اصلاح ایرادات موجود است.
7. الحاکم ولي من لا ولي له. يعني : (حاکم جامعه اسلامیبر کسي که فاقد ولي است ولايت دارد که این ولایت را در قانون به دادرس تنفیذ کرده است . ماده 1218 قانون مدني –ماده 266 قانون مجازات اسلامي
8. محمد حسن نجفی صاحب جواهر ، جواهر الکلام فی شرایع الاسلام ،باب حجر صفحه146.
9. اهلیت در لغت به معنی صلاحیت، شایستگی و سزاواری است. در اصطلاح حقوقی اهلیت عبارت است از شایستگی انسان برای دارا بودن شیئ یا اجرای حق و تکلیف. اهلیت بر دو قسم است: یکی اهلیت دارا بودن حق که اصطلاحاً اهلیت تمتع یا اهلیت دارا شدن حق یا تملک گفته میشود و دیگری اهلیت اجرای حق و تکلیف که از آن به عنوان اهلیت استیفا یا اهلیت اجرای حق یا تصرف نام میبرند.اگر ثابت شود که ولی قهری اهلیت نگهداری طفل راندارد کودک از او گرفته میشود مثلا مجنون باشدکه مجنون اهلیت نگهداری طفل را ندارد.
10. ماده 1184 قانون مدنی "هرگاه ولی قهری طفل رعایت غبطه صغیر را ننماید و مرتکب اقداماتی شودکه موجب ضرر مولی علیه گردد به تقاضای یکی از اقارب ویو یا به درخواست رئیس حوزهقضایی پس از اثبات ، دادگاه ولی مذکور را عزل و از تصرف در اموال صغیر منع و برایاداره امور مالی طفل فرد صالحیرا به عنوان قیم تعیین مینماید.همچنین اگر ولی قهری به واسطه کبر سن و یا بیماری و امثال آن قادر به اداره اموال مولی علیه نباشد و شخصی را هم برای این امر تعیین ننماید طبقمقررات این ماده فردی به عنوان امین به ولی قهری منضم میگردد." ماده 1186:" در مواردي كه براي عدم امانت ولي قهري نسبت به دارايي طفل امارات قويه موجود باشد مدعي العموم مكلف است از محكمه ابتدايي رسيدگي به عمليات او را بخواهد محكمه در اين مورد رسيدگي كرده در صورتي كه عدم امانت او معلوم شد مطابق ماده 1184 رفتار مي نمايد."
11. این قانون هنوزبه تصویب نهای و اجرایی نشده و به صورت لایحه در رفت امد بین مجلس و شورای نگهبان برای رفع و اصلاح ایرادات موجود است.
12. به موارد کودکان بیسرپرست جداگانه در قسمت اختصاصیش توضیح داده شد
*کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامی
برای مشاوره حقوقی تلفنی با شماره 9099070219 از خط ثابت(تلفن منزل یا
محل کار) تماس حاصل فرمایید و پاسخ سوال خود را به صورت فوری دریافت
نمایید . موفق باشید
مراجعه کنندگان محترم میتوانید سوالات حقوقی خویش را از طریق فرم مربوطه با وکلای سایت مطرح نموده تا پس از پرداخت حق المشاوره در اسرع وقت پاسخ سوال خود را دریافت نمایید.برای استفاده از این خدمات بر روی گزینه زیر کلیک نمایید :
پاسخگویی به سوالات حقوقی توسط وکیل دادگستری(مشاوره کتبی)(کلیک نمایید)
پاسخگویی به سوالات حقوقی توسط مشاوران حقوقی(مشاوره کتبی)(کلیک نمایید)